زندگی یک راز میباشد و اگر انسانی بتواند این رمز و راز را بدست بیاورد ، هر لحظه از تماشای ان لذت میبرد و هر قدر بیشتر به این راز پی ببرد ، انرا زیباتر خواهد یافت و به مرحله ای میرسد که زندگی را زندگی میکند و در ان جاری میشود و پیوندی شوق امیز در وجود انسان رشد میکند و نمیشود انرا بیان کرد که چگونه پیوندیست راز زیبائی ان در همین رازگونه بودن انست در این ژرفای زیباست که انسان باوج میرسد و بماهیت اشراق و به این گنج بزرگ در وجود خودش پی میبرد و با بنا کردن پلی به درون خود گام عشق و محبت را بر میدارد ، تا به گنج وجود خویش برسد و درد انسانها را بفهد و بدرمانشان بکوشد و چه تجربه زیبائیست ، پی بردن باین راز و زندگی را زندگی کردن و دران جاری شدن و تماشایش کردن و باوج رسیدن

هر کجا که هستیم این اندیشه راستین ماست که ما را هدایت میکند اگر بطرف روشن بینی راهنمائی کند به بحر بی نهایت اندیشه دست یافته ، به مقصود واقعی و سعادت خود میرسیم و از گوهر های نایاب این بحر عظیم تفکر استفاده های شایانی خواهیم برد و پیش امدهای ناراحت کننده زندگی را که چون ابری جلوی نور خورشید را برای مدت کوتاهی میتواند بگیرد و دوباره نور خوشید ، گرما و جلوه گری خود را خواهد داشت ، ما هم پس از سپری شدن این ابرهای زندگانی دوباره به نور الهی وجود خودمان د سترسی پیدا خواهیم کرد انسانهای با حقیقت و با ایمان پاک هیچ احتیاجی به غبطه خوردن و رنج کشیدن ندارند و با فضیلتی که در وجوشان هست تمام درها برویشان باز خواهد شد و این گردونه گردان برای زیبا اندیشان شادی و رهائی بهمراه میاورد

 

اجازه بده هر کاری که انجام میدهی نشانی از یگانگی و هنرمندی تو باشد  شخصیت انسان در این مواقع اشکار میگردد باید بگذاری حیات از وجود تو بر خود ببالد  ما انسانها با دست خالی باین دنیا امده ایم و در مدتی کوتا ه بما فرصت داده شده است با دست تهی نیز از این دنیا خواهیم رفت و چه بهتر ازاین گنج فرصت و لحظه های کوتاه نهایت سرور و شادی را در خود و دیگران به وجود بیاوریم و با یگانه شدن با دیگران ، بتوانیم غمی را از دلی برداریم و اثر مثبت و نشانی ازهوشیاری ، شادی و هنر خود را در این جهان باقی بگذاریم هدف به این دنیا امدن برای جمع کردن ثروت نیست اگر زندگی را هنرمندانه بگذرانیم مرگ ما اوج هنر و بالاترین قله و عین زیبائی میباشد