عشق

شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!

دیگر نه من نه این معانی معیوب
دیگر نه من نه این شهادت اشک
دیگر از تکرار ترانه خسته ام
از این پنجره های بسته خسته ام! بانو
خسته ام از ایندقایق بی لبخند
باران ببارد یا نبارد
من می روم با دست هایت
چتری برای پروانه ها بسازم
دیگر چه می شود که نام گل های باغچه را به خاطر نیاورم ؟
یا اصلا ندانم که کدام شاعر شبتاب
قافیه ها را از قاب غمگین پنجره پر داد ؟
من که خوب می دانم
بادبادک بی تاب تمام ترانه ها
همیشه پر پشت بام خلوت خاطره های تو می افتد
دیگر چه فرق می کند که بدانم
باد از کدام طرف می وزد

براي چه زيباست شب؟

اگر که بیهوده زیباست شب
برای چه زیباست شب؟
برای که زیباست؟
شب و رود بی انحنای ستارگان که سرد می گذرد
و سوگواران دراز گیسو
بر دو جانب رود
یادآورد کدام خاطره را
با قصیده ی نفس گیر غوکان
تعضیتی می کنند
به هنگامی که هر سپیده
به صدای هم آواز دوازده گلوله سوراخ می شود
اگر که بیهوده زیباست شب
برای چه زیباست شب؟
برای که زیباست؟

 

فرار

هیچ وقت نمیشه گفت آدمها چطوری هستند . یه روز خوبند و یه روز بد . یه روز مثل یه کتاب یک صفحه‌ای پاره و به درد نخور هستند و روز دیگه ، از تو حرفهاشون یک مثنوی هفتاد من بیرون میاد یا واسه خودشون شاهنامه‌ای می‌شوند. دوباره آغاز می‌شوم . از نو ، و باز دوباره ها ،دوباره ها ، دوباره ها ... میگی برات تازگی دارم . هر روز و هر روز . ولی خودم تو این دوباره ها غرقم .میگم دارم بهت عادت می کنم و تو ... می ترسی ! ترس از آینده . ترس از اینکه چطوری باید بهم بگی برای همیشه خداحافظ !
این خداحافظی‌ها از تو چشم‌های آدمها می‌ریزه بیرون ! تو از همون اول که با یه نفر همکلام میشی می‌تونی بفهمی این آدم ، "هست" یا "نیست"! می‌مونه یا رفتنیه ... ولی گاهی اوقات دلت می‌خواد خودت رو گول بزنی و بگی تا وقتی "من" بخوام هست . ولی ... آدمهای رفتنی همیشه در حال رفتنند. در حال ذره ، ذره ، ریز، ریز ، گم شدن تو همین خیابون‌ها و یک دفعه ناپدید شدن .
تو با این ناپدید شدن‌ها چه می کنی؟ راستش رو بخواهی من به این گم شدن ها عادت کرده ام . همنطور که به بودنت عادت کرده بودم و نفهمیدی . یا ترسیدی از این حس که به تو پیدا کردم . راستش رو بخواهی وقتی تو هم بهم میگی که می‌خواهی بمونم و نمی خواهی یکدفعه ناپدید بشم ، خودم هم می ترسم . نه از تو که از خودم . از خودم می ترسم که یک روز پا بزاره رو دلش و یکدفعه به خاطر سرنوشت ، به خاطر هزار و یک دلیل آورده و نیاورده ، به خاطر هزار و یک راه رفته و نرفته بزنه همه چیز رو نابود کنه و برای همیشه بره .
بره چون رفتن جزیی از غریزه انسانه . بره چون در هر صورت برای من در به در، فقط رفتن می‌مونه و رفتن . ولی با ماندن چه باید کرد ؟ با تو که هستی ؟ با تو که تا انتهای دنیا ، تا انتهای همین رویای شبانه قراره بمونی ؟
باور کن عزیز ، باور کن که اگه پایی برای رفتن باشه ، می خوام با تو قسمتش کنم . کاش می‌شد با هم فرار می‌کردیم ... نه از هم

بی بهونه

ضرب المثل های پرکاربرد و رایج ایرانی

 

صد سال به این سالها
A hundred years to these years

دو صد گفته چون نیم کردار نیست
Saying and doing are two thing

دو صد گفته چون نیم کردار نیست
Action speak louder than words

در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سفید است
The darkest hour is just before the dawn

خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری
When one door shut, another opens

تا تنور داغه نونو بچسبون
Bake the bread while the oven is hot

آب از دستش نمیچکه! (کنایه از خسیسی)
Water does not trickle out of his hand

آب رفته به جوی بر نمیگردد
No use so crying over split milk

در عفو لذتی است که در انتقام نیست
Nothing is so grand as forgiveness

مرگ یه بار شیون هم یه بار
Better face a danger once than be always in danger

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه
A burnt child dreads the fire

اول همسایه ات را بشناس بعد خانه را بخر
You must ask your neighbour if you shall live in peace

با یک دست نیمتوان دو هندوانه برداشت
Between tow stools one falls to the ground

سگ میزد گربه می رقصید
The dog was hitting, the cat was dancing

شتر سواری دولا دولا نمیشه
You can't ride a camel bent over

for the best

 

 

 

 

ای شکستنی مثل ترانه
ای سکوت تو شعر شبانه

با تو می شه از ابرا غزل غزل چکید
از نو به دریاها رسید
دستی بر طلا کشید
تا ته ستاره ها دوید

ای تو بهترین حرف زمانه

ای عطر خوب خانگی
تعریف این دلدادگی
یادی کن از آوار عشق
در کنج این آوارگی

سایه ای پشت در از من غریبه تر
می خونه منو خط به خط تا آخر

ای خودی ترین نام و نشانه

ببین ببین چه سپیدم
به اوج قصه رسیدم
دوباره از تو شنیدم
ترانه از تو چشیدم

تویی ضیافت بودن
تویی غرور شکفتن
قدم قدم از تو روشن
نفس نفس همه من

ای شکستنی مثل ترانه
ای سکوت تو شعر شبانه


ای عطر خوب خانگی
تعریف این دلدادگی
یادی کن از آوار عشق
در کنج این آوارگی

سایه ای پشت در از من غریبه تر
می خونه منو خط به خط تا آخر

ای خودی ترین نام و نشانه

ببین ببین چه سپیدم
به اوج قصه رسیدم
دوباره از تو شنیدم
ترانه از تو چشیدم

تویی ضیافت بودن
تویی غرور شکفتن
قدم قدم از تو روشن
نفس نفس همه من

ای شکستنی مثل ترانه
ای سکوت تو شعر شبانه

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد.


نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم،


 چه خواهد ساخت.


ولی بسیار مشتاقم،


که از خاک گلویم سوتکی سازد.


گلویم سوتکی باشد.


بدست کودکی گستاخ و بازیگوش


و او


یکریز و پی در پی،


دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد


و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد


بدین سان بشکند در من،

سکوت مرگ بارم را...


زندگی زیباست

زندگی زیباست

آفتاب زندگی زیباست
                             با ترانه های دل نوازش
طلوع زندگی زیباست
                          با خاطره هایش
غروب زندگی زیباست
                          با تلخی ها ودرد هایش
آری زندگی زیباست
                         زیبا تر از گل
                                         زیبا تر از پروانه
                                                                     اگر تو بخواهی...

زندگی خالی نیست،

سیب هست،ایمان هست،

آری،

تاشقایق هست زندگی باید کرد.

 

بهترین بهترین من

زرد و نیلی و بنفش
سبز و ابی و کبود !
با بنفشه ها نشسته ام ،
سال های سال ،
صبح های زود .
در کنار چشمه سحر
سر نهاده روی شانه های یکدگر،
گیسوان خیس شان به دست باد ،
چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم ،
رنگها شکفته در زلال عطرهای گرم ،
می تراود از سکوت دلپذیرشان ،
بهترین ترانه ،
بهترین سرود !
مخمل نگاه این بنفشه ها ،
می برد مرا سبکتر از نسیم ،
از بنفشه زار باغچه ،
تا بنفشه زار چشم تو –که رسته در کنار هم-
زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود .
با همان سکوت شرمگین ،
با همان ترانه ها و عطرها ،
بهترین هر چه بود و هست ،
بهترین هر چه هست و بود !
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهارها رسیده ام .
ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من !
لحظه های هستی من از تو پر شده است
آه !
در تمام روز ،
در تمام شب ،
در تمام هفته ،
در تمام ماه ،
در فضای خانه ، کوچه ، راه
در هوا ، زمین ، درخت ، سبزه ، آب
در خطوط در هم کتاب ،
در دیار نیلگون خواب !
ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن !
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام .
ای نوازش تو بهترین امید زیستن !
در کنار تو
من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام !
در بنفشه زار چشم تو
برگ های زرد و نیلی و بنفش ،
عطرهای سبز و آبی و کبود ،
نغمه های ناشنیده ساز می کنند ،
بهتر از تمام نغمه ها و سازها !
روی مخمل لطیف گونه هات ،
غنچه های رنگ رنگ ناز ،
برگهای تازه تازه باز می کنند ،
بهتر از تمام رنگ ها و رازها !
خوب ِ خوب ِ نازنین من !
نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب ،
بهتر از تمام شعر های ناب !
نام تو ، اگر چه بهترین سرود زندگی است
من تو را
به خلوت خدایی خیال خود :
«بهترین ِ بهترین ِ من» خطاب می کنم ،
بهترین ِ بهترین ِ من !

دریا

  می توان هر گونه کشتی راند بر دریا

 

میتوان مستانه با یاری بلم در خلوت ارام دریا راند

 

میتوان زیر نگاه ماه با اواز قایقران سه تاری زد

 

لبی بوسید!

 

 

چگونه فردی جذاب، با نفوذ و تاثیرگذار باشیم؟

بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با دیگران میگذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و … در این میان همیشه عده‏ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. البته جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد. جذابیت و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب میشود. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و یا اینکه جادوگری بدانند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می‏نمایند که همین قوانین عامل برتری و جذب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می‏توانیم اینطور باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره‏ای مختصر می‏نمایم :

1- کمتر حرف بزنیم : این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هرجا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می‏نمایند که کم گویی یعنی هیچ‏گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می‏گردد.

2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانیه فکر کنیم : فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده‏گویی شده و از هرگونه گاف زدن و همچنین بیهوده گویی و با عجله صحبت کردن جلوگیری می‏کند. حتما دیده‏اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آنرا حلاجی نموده و سپس بیان می‏نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می‏آید را بیان می‏نمایند، بدون اینکه حتی لحظه‏ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر ‏می‏کنند و اکثر اوقات حرفهایی می‏زنند که باعث پشیمانیشان می‏گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.

3- با صدای بلند نخندیم : خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال می‏برد. هیچ انسان گرانمایه‏ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدای بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و با توجه به اینکه دیگران نمی‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها می‏شود.

4- لبخند بزنیم : یک لبخند کوچک باعث جذب می‏شود. هر انسان دارای کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می‏شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقا مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می‏دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می‏شود، ما نیز جذب چهره‏های بشاش و خنده‏رو می‏شویم. همچنین لبخند باعث زیباشدن چهره می‏شود.

5- در امور دیگران دخالت نکنیم : برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می‏کرده ‏اید که دقیقا پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده وگفته "چی شده؟"؟ حتما برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت، با ما نیز در میان گذاشته می‎‏شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دورشدن را ایجاد می‏نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت مقابل وی خودداری می‏کنند.

6- شوخ طبع باشیم ولی بسیار بسیار کم شوخی کنیم : شوخی هرقدر هم کوچک می‏تواند باعث رنجش شود مگر اینکه این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلا شوخی‏هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می‏شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر. شوخی فراوان انرژی ذهنی را کاسته و جذابیت را از بین می برد. چراکه شوخی بتدریج پرده های حرمت را پاره کرده و کم کم موجب بی احترامی می شود. با این حال تبسم به چهره جذابیتی عمیق می بخشد. در تبسم سنگینی و متانت موج می زند ولی در خنده زیادی و شوخی سبکی و کاهش جذابیت نهفته است.

7- آنچه هستیم باشیم : از بیان حرفهای بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگتر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.

8- به وضع ظاهری خود برسیم : یکی از عواملی که باعث تاثیرگذاری در بین سایرین می‏شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می‏دهد و یا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اینكه هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود. البته باید دقت شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود. تمیزی و اطوی لباس، موهای مرتب، دهان خوشبو مجذوب كننده است. اما آراستگی ظاهری فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرفهای زیبا، جملات مثبت، اعمال درست نیز باعث جذب است.

9- سکوت را تمرین کنیم : بعضی افراد می پندارند که هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بیشتر جذب می شوند ولی اینطور نیست. سکوت تاثیری ذهنی در افراد می گذارد. هنگام سکوت، در اطراف خود ایجاد خلاء می نماییم و این خود باعث جاذبه است. ضمن اینکه سکوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان می دهد، زمینه ای مناسب برای صمیمیت است. البته سکوت ناشی از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث کاهش جذابیت است. همچنین نرم و با ملایمت صحبت كنیم چراكه جیغ، داد و هوار، بلند صحبت کردن و خشن و عصبی بودن باعث قطع اعتماد مردم می شود.

10- فرد محترمی باشیم : به خود و دیگران احترام بگذاریم. بی ادبی در کلام و گفتار و رفتار از جذابیت بسیار می کاهد. باید در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متین و محترم بی تردید جذاب تر از بی ادبان است. هتاکی و ناسزا گفتن حتی به افراد بدصفت و بی شخصیت و همچنین تحقیر و تمسخر و غیبت و بدگویی مخالف با احترام است.

11- در رفتار و كلام قاطعیت داشته باشیم : سست عنصر نبودن و پای تصمیمات و تعهدات ماندن موجب جذابیت است. افرادی که شخصیتی قاطع دارند هدفهای مشخص و ارزشهای معینی و برنامه های مدونی دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست های بی ارزش دیگران موجب رویش جذابیت است. بعضی افراد خود را فدای این و آن می کنند و هرکار مثبت یا منفی را قبول میکنند و اینطور می خواهد در دل دیگران رخنه کنند که نمی شود. جذابیت یعنی مصمم بودن و قاطعیت در رفتار و گفتار.

12- مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم : افراد دارای شخصیت مسلط و چیره بر غرایز و امیال، دارای تسلط بیشتری هستند. کسانی که بر میل جنسی، میل غذا خوردن، عواطف و هیجانات خود مسلط هستند، جذابیت معنوی دارند. تاثیر روانی گذاشته و انرژی مثبت از وجودشان فوران می کند. کسانی که غریزی و هوی هوسی هستند و مدام در پاسخ به امیال خود به سر می برند و نمی توانند خود را کنترل نمایند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نیستند، هیچگاه به جذابیتی كه انتظار دارند دست نخواهند یافت و مسلما بدون كسب جذابیت از تاثیرگذاری هم خبری نیست.

گل ها و نشانه ها

گل مريم: نشانه نجابت و پاکي معشوق است و اگر عاشقي آن را تقديم معشوق نمايد
 مي خواهد بگويد که به عفت و عشق او اطمينان کافي دارد
.www.hamtaraneh.com

 

 


گل ياس: نشانه آنست که عشق و دوستي بايد دو جانبه باشدوگرنه بي ثمر است و علامت آن است که عشق عاشق اگر از جانب معشوقه پذيرفته نگردد او را ترک مي نمايد و فراموشش مي نمايد.

 

 

 


www.hamtaraneh.com
گل زرد: نشانه اي است بر احساسات تنفر آميز عاشق نسبت به معشوق خويش.

 

 

 




گل بنفشه
: نشانه آنست که عاشق از دلدارش مي خواهد با او مهربان باشد اورادوست بدارد و در رنج و شادمانيش شريwww.hamtaraneh.comک و سهيم باشد .

 

 

   

 

 


گل يخ: نشانه اي است بر نا اميدي و رنج عشق .www.hamtaraneh.com

 

  

 

 

 


گل نرگس:
نشانه اي است بر شوريدگي عاشق که از معشو قه مي خواهد با او يکرنگwww.hamtaraneh.com باشد.
 

 

 

 

 




گل لاله: نشانه آنست که عاشق حاضر است در راه معشوق از جان خويش هم بگذرد و هرچه که او بخواهد انجام دهد.www.hamtaraneh.com
 

 

 

 

 



 گل ميخک: نشانه آنست که عاشق قلب خودش را که بهترين هديه هاست به معشوق ز جان گرامي تر تقديم www.hamtaraneh.comمي کند.
 

 

 

 


گل نسترن: نشان آنست که عاشق از خيانت معشوق به تنگ آمده و دلش مي خواهد از او کwww.hamtaraneh.comه عشق را با هوس مخلوط کرده است بگريزد.

 

 




گل مرواريد: نشانه اي است بر آخرين حرف هاي دل عاشق و آخرين ناله هاي قلب ديوانه اش.
 

 

 

www.hamtaraneh.com
گل شقايق: نشانه اي است از عشق شور انگيز عاشق به معشوق و نشانه ي تپيدن هاي قلب
 

 

 اوست در آرزوي ديدار معشوق .www.hamtaraneh.com


 


گل سرخ : نشانه عشق آتشين است عشقي که عاشق مي خواهد خود را در ميان شعله هايش قربان معشوق نمايد.

 

 

  

 


www.hamtaraneh.com

 

 


گل اطلسي: را هر که براي معشوق بفرستد از او مي پرسد که آيا او را دوست دارد يا نه.


گل بيد مشک: نشانه آنست که عاشق کينه معشوقه بي وفا را به دل نمي گيرد و با فرستادن شاخه اي از اين گل به او مي گويد من تو را مي بخشم زيرا گناه از من و سرنوشت من است.
 

گل ناز: نشانه آنست که عاشق در عين  حال که ناز معشوقه را دوست دارد دلش مي خواهد او فسونگري را کم کند و به سوي وي روي آورد .
 

 گل مرزنگوش: نشانه نفرت عاشق و نفرين اوست که براي معشوق مي فرستد .
 

گل شب بو : نشانه آنست که عاشق از معشوق خود تمناي بوسه دارد و از دور او را مي بوسد.
 

تعداد شاخه گل ها نشانه چيست؟ 

گل ها به دليل تنوع نامحدودشان در هر شرايطي معاني ويژه و خاصي داشته و تاثير جاودانه اي بر هديه شوندگان خود دارند. آگاهي از معاني رنگ گل ها، تعداد شاخه هاي گل در يک دسته و غيره مي تواند ما را در اهداي درست و افزايش تاثيرگذاري آنها ياري دهد. فراموش نکنيد که لازم نيست حتما منتظر موقعيت و اتفاق خاصي براي هديه گل به کساني که دوستشان داريد باشيد، در حقيقت گل هديه ايست که اگر به صورت غير منتظره تقديم شود ارزش بيشتري دارد. 

معني تعداد شاخه گل ها بصورت کلي:

 در يک دسته

1 شاخه گل: نشانه توجه يک فرد به طرف مقابل  

3  شاخه گل: نشانه احترام به طرف مقابل  

5  شاخه گل:نشانه علاقه و محبت به طرف مقابل  

7  شاخه گل: نشانه عشق   

معني تعداد شاخه گل هاي رز در يک دسته

  1  شاخه رز: يک احساس عاشقانه فقط براي تو  

  3   شاخه رز: دوستت دارم  

  5   شاخه رز: بي نهايت دوستت دارم  

  12   شاخه رز: عشق ما به يک عشق دو طرفه تبديل شده است 

  36   شاخه رز: احساس وابستگي رمانتيک 

  99   شاخه رز: عشق من براي تو جاودانه و تا ابد مي باشد  

  365   شاخه رز: هر روز سال به تو مي انديشم و دوستت دارم   

همچنين 10 شاخه گل لاله عموما به نشانه يک عشق بي نظير بکار برده مي شود.

معني رنگ رزها:

رز قرمز: رز قرمز کم رنگ به نشانه «دوستت دارم» مي باشد و رز قرمز پر رنگ به معني زيبايي بي انتهاست. 

رز زرد: امروزه رز زرد به معني شادي و خوشحالي مي باشد ولي در گذشته رز زرد معني کاهش ميزان علاقه و وفاداري را داشت.

رز سفيد: رز سفيد به معني عشق روحاني و پاک است و در دسته گل عروس به معني احساس عاشقانه شادي آور مي باشد. 

رز ارغواني: اين رز به معني تمايل و اشتياق فرد به طرف مقابل است و رز نارنجي به معني «من فريفته و دلباخته تو هستم» مي باشد. 

رز معطر: بدين معني است که عشق در نگاه اول بوجود آمده است

رز صورتي: رز صورتي کم رنگ به معني تحسين، ستايش، وقار و شايستگي و زيبايي مي باشد و رز صورتي پر رنگ به معني تشکر از طرف مقابل است.

به طور کلي تمام رزهاي کم رنگ به معني دوستي با طرف مقابل مي باشند. 

ترکيب رنگ هاي مختلف رز

 در يک دسته گل

ترکيب رز زرد و قرمز در يک دسته گل به معني «تبريک» در هر مناسبتي مي باشد.

ترکيب رز زرد و نارنجي در يک دسته گل به معني علاقه زياد به طرف مقابل است.  

ترکيب رز قرمز و سفيد به معني يگانگي و اتحاد با طرف مقابل مي باشد

 

محبت

زندگی

 

زندگی رسم خوشایندی است.

 زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،

پرشی دارد اندازه ی عشق.

زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو

  برود.

 

عشق و عرفان

زندگی یک راز میباشد و اگر انسانی بتواند این رمز و راز را بدست بیاورد ، هر لحظه از تماشای ان لذت میبرد و هر قدر بیشتر به این راز پی ببرد ، انرا زیباتر خواهد یافت و به مرحله ای میرسد که زندگی را زندگی میکند و در ان جاری میشود و پیوندی شوق امیز در وجود انسان رشد میکند و نمیشود انرا بیان کرد که چگونه پیوندیست راز زیبائی ان در همین رازگونه بودن انست در این ژرفای زیباست که انسان باوج میرسد و بماهیت اشراق و به این گنج بزرگ در وجود خودش پی میبرد و با بنا کردن پلی به درون خود گام عشق و محبت را بر میدارد ، تا به گنج وجود خویش برسد و درد انسانها را بفهد و بدرمانشان بکوشد و چه تجربه زیبائیست ، پی بردن باین راز و زندگی را زندگی کردن و دران جاری شدن و تماشایش کردن و باوج رسیدن

هر کجا که هستیم این اندیشه راستین ماست که ما را هدایت میکند اگر بطرف روشن بینی راهنمائی کند به بحر بی نهایت اندیشه دست یافته ، به مقصود واقعی و سعادت خود میرسیم و از گوهر های نایاب این بحر عظیم تفکر استفاده های شایانی خواهیم برد و پیش امدهای ناراحت کننده زندگی را که چون ابری جلوی نور خورشید را برای مدت کوتاهی میتواند بگیرد و دوباره نور خوشید ، گرما و جلوه گری خود را خواهد داشت ، ما هم پس از سپری شدن این ابرهای زندگانی دوباره به نور الهی وجود خودمان د سترسی پیدا خواهیم کرد انسانهای با حقیقت و با ایمان پاک هیچ احتیاجی به غبطه خوردن و رنج کشیدن ندارند و با فضیلتی که در وجوشان هست تمام درها برویشان باز خواهد شد و این گردونه گردان برای زیبا اندیشان شادی و رهائی بهمراه میاورد

 

اجازه بده هر کاری که انجام میدهی نشانی از یگانگی و هنرمندی تو باشد  شخصیت انسان در این مواقع اشکار میگردد باید بگذاری حیات از وجود تو بر خود ببالد  ما انسانها با دست خالی باین دنیا امده ایم و در مدتی کوتا ه بما فرصت داده شده است با دست تهی نیز از این دنیا خواهیم رفت و چه بهتر ازاین گنج فرصت و لحظه های کوتاه نهایت سرور و شادی را در خود و دیگران به وجود بیاوریم و با یگانه شدن با دیگران ، بتوانیم غمی را از دلی برداریم و اثر مثبت و نشانی ازهوشیاری ، شادی و هنر خود را در این جهان باقی بگذاریم هدف به این دنیا امدن برای جمع کردن ثروت نیست اگر زندگی را هنرمندانه بگذرانیم مرگ ما اوج هنر و بالاترین قله و عین زیبائی میباشد

دور باید شد،دور


قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست که دربیشه عشق

قهرمانان را بیدار کند

قایق از تور تهی

و دل از آرزوی مروارید

همچنان خواهم راند

نه به آبی ها دل خواهم بست

نه به دریا پریانی که سر از آب بدر می آرند  

 

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

 می فشانند فسون از سر گیوهاشان

 همچنان خواهم راند

همچنان خواهم خواند

دور باید شد دور

مرد آن شهر اساطیر نداشت

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود

هیچ اینهتالاری سرخوشی ها را تکرار نکرد

چاله ابی حتی مشعلی را ننمود

 دور باید شد دور

شب سرودش را خواند

نوبت پنجره هاست
 

همچنان خواهم خواند

همچنان خواهم راند

پشت دریا ها شهری است

که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است

بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند

دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است

 مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند

 که به یک شعله به یک خواب لطیف

خاک موسیقی احساس ترا می شنود

و صدای پر مرغان اساطیر می اید در باد

پشت دریاها شهری است

که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است

 شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند

پشت دریا ها شهری است

قایقی باید ساخت